مدعی
وقتی مدعی شدی همه چیز رو می دونی
خوب راستش اول تعجب کردم
بعد سکوت کردم و سعی کردم معنی حرفت رو بفهمم
صدات رو بارها توی ذهنم مرور کردم
می دونی؟
،نمی دونستم چه جوابی بهت بدم
فقط بهت ذل زده بودم و فکر می کردم
تا اینکه به خودم گفتم چرا باید حتماً جوابی بهت بدم؟
پس برگشتم که برم ولی برای چند لحظه منصرف شدم، راستی چیه؟
چرا دست و پات رو گم کردی؟
...من فقط
![]()
واقعاً تو همه چیز رو می دونی؟
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۸۵ ساعت 23:27 توسط سام و پویان
|