یکی از دوستان همکار افتخاری ما شده اندولی مایل نبودند که اسمشون اینجا باشه ولی من ایشون رو به اونوانه خواهر کوچولویه خودم اسمشو اینجا می زارم.

عید مبارک

عید قربان بر تمامی مسلمانان جهان

مبارک.

تو توي قلب مني

اگر ديدي توي يه اتاق تاريكي ...؟! ديوارهاي دور و برت قرمزن! و از همه طرف خون مي ريزه! نترس! تو، توي قلب مني.

                     

Love   

Love   مخفف کلمات : 

   (درياچه غم )            Lake of sorrow 

   (اقيانوس اشک)          Ocean of tears

     (دار مرگ)               Valley of death

     (پايان زندگي)                      End of life

عشق

 

وصیت نامه ی من.....

وصیت نامه ی من

<<<به نام كسي كه شراب محبت را در دلها چكاند>>>
امروزكه ميميرم مرا درگورستان عاشقان به خاك بسپاريد
كفن مرا سيه كنيد تا همه بدانند سيه روز بوده ام
چشمانم را باز بداريد تا همه بدانند كه چشم انتظار بورم
تكه يخي را روي قبرم بگزاريد تا به جاي معشوقه ام اشك بريزد .

افسانه.....

اگر گویم من از چشمان تو افسانه ای را

حدیث چشم تو بر هم زند کاشانه ای را

آگهي

به علت كمبود وقت و مشكلات روزمره از دوستاني كه مايل به همكاري هستند لطفاٌ به من با اين آیدی

پیغام بگذارند.

marmolak_sam2001@yahoo.com

با تشکر :سام و پویان

با من بمان

 

با من بمان اي همسفر من

كه تنها سفر كرده ديار عشق نباشم

نگذار غبار اندوه رفتنت

تداوم لحضه هايم را بپوشاند.

مگر نمي بيني غنچه هاي شاخسار عشقمان

به گل نشسته و ترا مي طلبد.

اگر تو بروي

اگر تو نباشي

پيچك عمرم در ياد تو مي خشكد

و طوفان بي وفائيت

شاخه هاي وجودم را ميشكند

با من بمان !

بي تو مرگ پذيراي قلب شكسته ام خواهد بود.

!! با من بمان !!

بامدادان به باغ رفتم تا برایت  دامنی گل سرخ بچینم اما آنقدر گل چیدم که دامنم تاب نیاورد و بندش بگسست.

بند دامنم بگسست و گلهای سرخ همراه نسیم راه دریا را در پیش گرفتند و همه رفتند و هیچ کدام باز نگشتند.

فقط امواج دریا لختی چند به رنگ گل ها در آمدند. تو گوئی لحظه ای آب و آتش به هم آمیختند.

اکنون دیگر گلی ندارم که ارمغانت کنم .... اما !

هنوز دامنم از بوی گلهای سرخ عطر آگین است.

اگر می خواهی عطر گلها را  ببوئی

 امشب سر به دامنم بگذار ...

دلم برای کسی تنگ است
که افتاب صداقت را
به مهمانی گلهای باغ می آورد
و گیسوان بلندش را 
- به بادها می داد.
و دستهای سپیدش را
- به آب می بخشید.

دلم برای کسی تنگ است
 که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریای واژگون می دوخت
و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند.

دلم برای کسی تنگ است
که همچو کودکی معصوم
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی را نثار من میکرد.

دلم برای کسی تنگ است
که تا شمال ترین شمال با من رفت
و در جنوب ترین جنوب با من بود
کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
کسی...

دیگر کافی ست!

" حمید مصدق "

کریسمس

کریسمس بر تمام مسیحیان جهان مبارک باد.