به یاد عمر رفته گریم ، کنون که شمع بزم غیری
سکوت چشم هاي خيسم را
با گريه برايت خواهم گفت
غم نهفته در دل و جانم را
با اشکهايم برايت خواهم گفت
اميد روزهاي زندگيم را
با بغض گلويم برايت خواهم گفت
قلب مثل شيشه ام پر شده از
گريه هاي شبانه براي تو
اي ابرهاي سياه زمستان
گريه کنيد به حال من تنها و عاشق
صدايم پر از ناله و غم و شکايت
گريه ام را بشنو که فقط براي توست
دلم برايت اشک ميريزد و مي ميرد
بيا و در غم عشق شريکم باش
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 13:24 توسط سام و پویان
|
