تو خواب های قشنگی، به چشم های ندیده من اه های سپیدی، که گاه گاه دمیده
به روی پنجره رویید، غبار خاطره هایت من و خیال تو امشب، در آرزوی سپیده
هزار شعر نگفته، نشسته در دلم اما هزار قافیه ی سرد، به روی صفحه چکیده
خیال رفتنت امشب، شده طلوع سیاهی صدای گریه ی باران، به گوش سقف رسیده
در این زمانه ی بی رحم، در این سکوت دل آزار خدا میان من و تو، دوباره جاده کشیده
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 13:11 توسط سام و پویان
|