ميدونيد فاصله ي بين انگشتان واسه چيه؟...واسه اينه که يک نفر ديگه با انگشتاش اين جاي خالي رو پر کنه.....پس با اين حساب دنبال کسي باش که بتونه تا ابد دستت رو بگيره![]()
نگه دار پیاده میشم ...!
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت
مثل مجروحی به مرحم
من که در گریزم از مرگ
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه شب
به تو هجرت کرده بودم
عشق اينجا عشق آنجا همه جا
عشق در دل .عشق در خون واسه ما
عشق فرياد بلند دل و دلدادگيست
عشق آن سوي كمال بندگيست
عشق را هرگز به بادها مسپار
عشق را ده به دل و در قلب سپار
عشق بر دل مينشيند آنچنان
كز زمين و آسمان غافل شوي
عقل را گيرد ز تو جاهل شوي
هركه عاشق شد دگر عقلش پريد
جاي عقل نوري به قلب او دميد
روشن از نورش تمام جان او
حرفهاي تازه بر زبان او
عاشقي وحرفهاي تازه تازه
كسي كه عاشقه قلبشو مي بازه
یکی را دوست می دارم ولی افسوس که او نمی داند
نگاهش می کنم بلکه شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم
ولی افسوس که او هرگز نگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم
ولی افسوس که او گل را به زلف کودکی اویخت تا او را بخنداند
بر روی ماه نوشتم که او را دوست می دارم
ولی ناگه زابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را پوشانید
پس چگونه گویم که او را
دوست می دارم؟
چشم انتظار تو در کوچه هاي شب
سر مِيکنم ترانه عشقت براي شب
نسيم گمشده و انتظار من
در لحظه هاي راکد و بي ادعاي شب
شاِيد خِيال تو مهمان پونه هاست
مست از گناه و لذت شب پونه هاي شب
اشک از دو چشم تو تصوِير کودکي
افتاده بر دل اِين غنچه هاي شب
شمعي بِياد تو روشن کنار من
اشکي بِياد تو بر گونه هاي شب
ِيک شب بدون تو مِيمِيرم از غمت
چشم انتظار تو در کوچه هاي شب

به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي *** به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي *** به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول *** و ثروت به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر *** به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست
تو مال من
زندگی مال تو.... مرگ مال من....شادی مال تو....غم مال من
راحتی مال تو....گرفتاری مال من....اصلا همه چیز مال تو....
ولی تو مال من

کاش هرگز در محبت شک نبود
تک سوار مهربانی تک نبود
کاش در عکسی که در قاب دل است
واژه ی تلخ خیانت هک نبود.
